بایگانی دسته‌ها: خزعبلات

جرعه ای با آقای آزاد


Advertisements

دُر و گوهر – سری جدید – شماره چهارم


من مخدر مصرف نمی‌کنم، من خودِ خودِ مخدرم….

سالوادور دالی

من مخدر مصرف نمی‌کنم، من خودِ خودِ مخدرم.... سالوادور دالی

من مخدر مصرف نمی‌کنم، من خودِ خودِ مخدرم….
سالوادور دالی

دُر و گوهر – سری جدید – شماره سوم


آدم بايد به اندازه آدمايى كه ميشناسد ماسك داشته باشد.

ناهيد طباطبايى – كتاب چهل سالگى

کابوس‌های دنباله‌دار


جدیدن خیلی کابوس می‌بینم. برای آدمی مثل من که کلن توی زندگی‌ام خواب نمی‌بینم، یا ‏اگر هم ببینم زرتی فراموش می‌کنم، دیدن یک کابوس چند قسمتی خودش به اندازه کافی جای تعجب دارد.  بماند که چقد همه چیز عجیب است توی این خواب که هر قسمتش شاید هفته‌ای  یکبار برایم رخ می‌دهد‏.

از دیوار خراب شده دیوار خانه پدربزرگی در تابستان سالی که مادربزرگ فوت کرده بود، 1366 یا 67، تا پدر و مادرم در سن فعلی و کالسکه در خیابان‌های شیرازی که با اصفهان قاطی شده است.

کابوس

کابوس

س: مخم به فنا رفته؟

ج: بلی

«خودفروشی»


چرا ما مغازه «خود»فروشی نداریم اینجا؟ راسته خودفروشان؟ تیمچه خودفروشی؟ پاساژ؟ از این چیزا… یه جایی باشه آدم پاشه بره، هر وقت خسته شد از این «خود» فعلی، یه دونه نو بخره، سایز دیگه، رنگ دیگه، جنس اعلا، بپوشه، اینستال کنه. خوشحال شه، برگرده سر زندگی…

چرا نداریم؟!

 

 

دختر همسایه – برادران طلائی


برادران طلائی / خوانندگان دهه 50

http://www.4shared.com/embed/77098124/62a533d0

تو کوچه‌مون دختری قد بلنده * آبله‌رو و کچل و لونده

شکم آورده طبل اسکندری * می‌خواد اونو به ریش من ببنده

نمی‌دونم که قسمتم چی می‌شه * عاقبتم با این کچل چی می‌شه

نمی‌دونم که قسمتم چی می‌شه * عاقبتم با این کچل چی می‌شه

به من می‌گه که بچه مال توئه * تو شیکمم روده‌هامو می‌جوه

آبرو مو برده توی محله * عکسشو چاپ کرده توی مجله

با آب و تاب داده زیرش نوشتن * تو خواب بودم بچه بارم گذاشتن

رفته کرده ز دست من شکایت * ننه‌ی پیرش از او کند حمایت

نمی‌دونم که بچه مال کیه * این زنیکه چرا از من شاکیه

نمی‌دونم که بچه مال کیه * این زنیکه چرا از من شاکیه

بعد از اینکه با من دعوا نمودند * یه روز که من به خونمون نبودم

ننم می‌گفت نشسته بود تو هشتی * آواز می‌خوندش به نوای دشتی

اگر تقی نبود تو سر نداشتی * اگر نقی نبود کمر نداشتی

دوتا دستات مال بقال کوچه * دوتا پاهات از پرتقال فروشه

چشم و گوشت مال حسین کبابی * به من می‌گه بکن تو یک ثوابی

بچه درست شده به این تمیزی * خدا رو خوش میاد آبروریزی؟

ننش شکایت شو پس گرفته * ولی یقه مو این ناکس گرفته

میگه نمی‌دونم الا و بلا * بچه مال توئه نه مش یداللّه

شما بگین که بچه مال کیه * این زنیکه حرف حسابی‌ش چیه

شما بگین که بچه مال کیه …

——————————————————————————

اسم این خوانندگان در آن زمان به صورت «طلائی» نوشته شده همه جا، من هم تغییر ندادم!