ای آقا! شما چه انتظاری داری؟؟

1- توی تونل رسالت بودیم که آمبولانس آژیرکشان آمد، تقریبا اکثر ماشنها با رضا و رغبت، یا با فحش و نفرین لاین اول را باز می‌کردند برای آمبولانس. اما یک پرایدی بود که افتاده بود جلوی آمبولانس و کنار نمی‌رفت. با اینکه جلویش خلوت بود و می‌شد تندتر برود حتی، یا بکشد کنار که مریض بیچاره برسد به بیمارستان اما همچنان توی لاین سرعت بود و مزاحم. آخر سر آنقدر آمبولانس بوق و آژیر زد و توی بلندگو گفت بکش کنار، که پراید از رو رفت و کشد لاین کناری و در همان حال دستش را آورده بود بیرون وانگار فحش می‌داد به راننده آمبولانس!!

2- تقاطع تخت طاووس و سهروردی، چراغ طولانی دارد و بعدازظهرها به شدت هم شلوغ است. آمبولانس آمده بود پشت چراغ قرمز و دویست متری فاصله داشت با تقاطع. یک ماشین پلیس راهنمایی رانندگی بود با دو مامور و یک موتورسوار و چندتایی افسر و گروهبان. جمع‌شان جمع بود. هفتاد ثانیه‌ای زمان چراغ بود. اما با وجود آن همه آژیری که آمبولانس می‌کشید، محض رضای خدا یکی از این پلیس‌ها نرفت چراغ را تنظیم کند که سبز بشود و مریض برسد به بیمارستان یا آمبولانس برود سروقت مریضی چیزی.. پلیس‌ها آنقدر سرگرم جوک گفتن و یک قل دو قل بودن که هیچ کدام حتی نگاه نکردند به آمبولانسی بدبخت. راننده آمبولانس آنقدر دست تکان داد از توی ماشین که آخر سر یکی از این افسرهای وظیفه گویا دلش سوخت. بدو بدو آمد و ماشین‌های جلویی را جابه‌جا کرد تا آمبولانس توانست نم نم برسد به خط اول، که دیگر چراغ سبز شد و رفت.

3- رییس پلیس آبادان می‌گفت چرا آن عکاسی که عکس گرفته از چاقوکشی در استادیوم، یا فیلم‌برداری که یک دقیقه فیلم داشته، نیامده به پلیس بگوید که آنجا دارند چاقو می‌زنند همدیگر را، به فرض که پلیس ندیده بود، چرا آنها گزارش ندادند. فردوسی پور گفت: ای آقا، همین‌جا توی میدون کاج راست راست زدند و کشتند و هیچ اتفاقی هم نیافتاد.

4- اولین حس شخصی من در مواجه با هر پلیس ایرانی، ترسه! بی هیچ دلیل خاصی و بی هیچ نوع خلافی که مرتکب شده باشم.

5- هیچ وقت «اتفاق» برای ما نمی‌افته. اینو همیشه مطمئنیم.

6- به تو چه اصلا؟؟

7-   «روز سیاه» برای مردم تهران

چاقوکشی در ورزشگاه آبادان

ما، ایرانی ها بی شرف ترین موجودات عالمیم!!

یک دیدگاه برای ”ای آقا! شما چه انتظاری داری؟؟

  1. wakeupiran

    دوست گرامی؛ نکته در اینجاست که پلیس طبق آن قانون آشغالی که همه سنگش را به سینه میزنند مسئول برقراری «نظم» است نه مسئول حفاظت از جان مردم. گرفتید نکته رو؟؟

    برقراری نظم یعنی حفظ نظام، نه حفاظت از جان و ناموس مردم.

  2. صندوقك

    اين نوشته رو تازه خوندم ‏ جالبه دقيقا اين جمله‌اي كه گفتيد”اولین حس شخصی من در مواجه با هر پلیس ایرانی، ترسه! بی هیچ دلیل خاصی و بی هیچ نوع خلافی که مرتکب شده باشم.” نظر من و خيلي از دوستانم هم هست. چه دختر و چه پسر. فرقي نداره . كلا ما پليسمون رو حافظ امنيتمون نميدونيم و متاسفانه اونها هم اصلا علاقه ايندارند بدونند چرا اين طرز تفكر هست و احيانا بخواهند تغييرش بدن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s