عاشقی Vs روزمره گی

شازده کوچولو

از وبلاگ چهار ستاره مانده به صبح:

پست «هیجان جمیل»

«… بهتر بود به وقت دیروز می‌آمدی. تو اگر مثلن هر روز ساعت چهار بعدازظهر بیایی من از ساعت سه به بعد کم‌کم خوش‌حال خواهم شد، و هر چه بیش‌تر وقت بگذرد احساس خوش‌حالی من بیش‌تر خواهد بود. سر ساعت چهار نگران و هیجان‌زده خواهم شد و آن وقت به ارزش خوش‌بختی پی خواهم برد. ولی اگر در وقت نامعلومی بیایی دل مشتاق من نمی‌داند کی خود را برای استقبال تو بیاراید …»

شازده کوچولو، آنتوان دوسنت اگزوپری

همیشه به «شازده کوچولو» به عنوان مرجعی و منبعی برای نمایش یک عاشقیت ناب نگاه کرده ایم، مرجعی برای زندگی ناب. همین پاراگراف معروف را بخوانید یک بار دیگر! واقعن در زندگی رسمی و روزمره، چقدر می شود این دستورالعمل را به کار بست؟ فکر کن که هر روز راس یک ساعت مشخص بروی (یا بیاید) به دیدار یار! هر روز ساعت چهار مثلن و بچشی (هر دو طرف ماجرا بچشند) لذت ناب آن کم کمک خوشحال شدن و تالاپ تالاپ قلب را و لحظه شماری را!

چقدر اما می توانی ادامه بدهی این روش را؟ یک هفته؟ یک ماه؟ شش ماه؟ عمرن!! کافیست که از دوهفته بگذرد تا تبدیل بشود به عادتی آزار دهنده، به روزمرگی مدام تا عاشقیت چنان از سرت بپرد که به پشت دست داغ کردن بیانجامد! بله عزیز من! فکر کردی برای چه اکثر مردم ناراضی اند از شغلشان مثلن؟ یک بخش عظیمی اش به خاطر همین تکرار مدام است.

آدمیزاد بنده عادت است و در عین حال فراری از آن به شدت. این ها را باید توی همان کتاب ها بخوانیم و از تصورش لذت ببریم وگرنه تکرار دو روزه اش آنچنان مهوع می شود که عشق که هیچ، زندگی را هم ترجیحن تعطیل می کنی! بعله آقا!

  • پ ن: اینها را ننوشته ام رویای عزیز که بگویم چرا نوشته ای و اینها. ننوشته ام که مواخذه ات کنم! نه! نوشتم که بگویم توی دنیای ما این مدلیست، البته به نظر من.

یک دیدگاه برای ”عاشقی Vs روزمره گی

  1. چهار ستاره مانده به صبح

    🙂
    «رومن رولان» یه حرفِ درستی رو توی «جان شیفته» نوشته که می‌گه: «زندگی بیرون از کتاب‌ها همون صدا رو نمی‌ده.»
    اون شبی که این پاراگراف رو انتخاب کردم، یه خیال و تصوّر دیگه‌ای توی ذهن‌ام بود شاید به دلیل دوری و این روزا و شبای نزدیکی، … شاید همین نظر شما بیش‌تر صدق کنه.
    لابد باید باور کرد رؤیای کتاب‌ها دورازدست‌رس ترین است در جهان ما، ما آدم‌ها
    ——-
    کتاب می خونیم که که رویاهامونو قشنگتر تصور کنیم! همین.

  2. aghalandar

    من هميشه مي توانم آزادانه انتخاب كنم، اما بايد بدانم كه اگر انتخاب نكنم، باز هم انتخابي كرده ام.((ژان پل سارتر))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s