اندرباب بیسکوییت های کـِـرِم دار

بچه که بودم، یکی از کارهای دوست داشتنیِ چندش آورم، بازی کردن با بیسکوییت های کـِـرِم دار بود. بارها بابت این حرکتم مواخذه شدم و به چندش بودن متهم شدم و خراب کردن بیسکوییتی که یک نفر دیگر می توانست از آن لذت ببرد. من کلن بیسکوییت دوست نداشتم ولی این کـِـرِم دار ها را به خاطر کـِـرِمش خیلی می پسندیدم. بعد، لذت وصف ناپذیری بود که باز می کردی دو تکه ی بیسکوییت را و کـِـرِمِ داخلش را آرام آرام می خوردی. خود بیسکوییت ها هم که با بازی کردن و اینها به فنا می دادم. امروز یاد آن حرکتم افتاده بودم و حس کردم که چقدر شبیه زندگی ست، بیسکوییت کـِـرِم دار. پوسته سخت و نه چندان جذاب (برای من حداقل) و یک لایه ی پر از شیرینی در داخل! یا شاید هم شبیه آدم ها، که باید لایه ی سخت بیرونی را بشکنی تا لذت چشیدن شیرینی درونشان را بچشی!

اما من به چیز دیگری فکر می کردم. امروز صبح وقتی که دیدم بعد از چندین سال، دوباره همان حرکت را انجام دادم و بیسکوییت را خراب کردم و دورانداختم، تا کـِـرِمِ داخلش را بچشم، فهمیدم که نخیر! من مثل اینکه آدم نمی شوم!

یک دیدگاه برای ”اندرباب بیسکوییت های کـِـرِم دار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s