بدون عنوان_35

در را پشت سرش بست و روسری را برداشت و انداخت روی مبل و کفشها را کند و آمد توی اتاق و دکمه کولر را زد و زیر لب فحش داد و رفت توی آشپزخانه و بطری آب را برداشت و همانجور، ایستاده سرکشید و بطری خالی را گذاشت روی اوپن و دکمه های مانتو را باز کرد و انداخت روی صندلی و سرش را گرفت زیر شیر آب ظرفشویی و بالا که آورد، قطره های آب، لغزیدند روی پوست گرما زده اش و همانطور، خیس خیس، ایستاده پای ظرفشویی، برگشت و گفت، «یه دقه اون موبایلو بزار کنار، کارت دارم…»

Broken Relations

Broken Relations

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s