کلن به …..

56745674رفتم سر کوچه، یه پاکت سیگار بگیرم

رفتم اون دنیا، تا بمیرم

رفتم برم جنگ

ولی آتیش نسیمت نزاشت

رفتم جیگرکی

دوسه سیخ جیگر بگیرم

گفتش سگت چی؟ زنت چی؟ بچت چی؟

حالا ببینا، نمی‌ذارن مثه سگ، کنار تو زندگی کنم

حالا ببینا، نمی‌ذارن مثه خوک، برای او بندگی کنم

محسن نامجو/عبدی بهروانفر

آرامش با دیازپام ده/سامان سالور

یک دیدگاه برای ”کلن به …..

  1. شهرام بزرگی

    سلام
    چگونه ای مستوفی؟!
    تحویل نمیگیری دائی! نمی گی مُردیم، زنده ایم. ما که چندوقتیه یا مریضیم، یا دنبال پاس کردن چک و جور کردن بدهی و… هستیم. چند باری هم که مطالبت رو خوندم، هرکاری کردم و خودم رونمودم، نشد که برات نظر بذارم. این وبلاگ تو هم که با ما سر ناسازگاری داره همیشه انگاری.
    شنگولم این روزها. شنگول شنگول! فقط مونده گرگ بیاد بخورتم!!! دربه در دنبال خونه م. در به در.
    به وبلاگم سر بزرن، یه چیز ناقابل برات گذاشتم.
    از اینجا تا اهواز – فرهنگشهر – درُ خونه تون، دلم برات تنگه. ببینمت
    یاعلی
    ************
    توی این شهر سگ مصب، تنها چیزی که تازه نمی شه، دیداره! هی گفتم مرد، نکن، با چک و چک بازی تو را چه کار. آخر اگر بلد بودی که نمی رفتی بنویسی. اگر نویسنده ای آنها را بگزار کنار. بعدش هم که نبودم چند وقتی. خیر سرمان رفتیم آن ور آب برای پروژه نان و آب دار که طبق رسم همیشه، با گردن کج برگشتیم. همین. تو زنده ای؟ چه شده زندگیت؟

  2. شهرام بزرگی

    سلام.
    خوبی؟
    دائی چک و چک بازی ما که واسه تجارت و این حرف ها نیست که قربونت. چک می دیم که یه دوروزی سرِ دلمون پر باشه و از گرسنگی نمیریم. کارمون شده نوشتن واسه رادیو و روزنامه و… و وعده یا چک 6ماه بعد رو گرفتن. آقا ما قابل این حرف ها نیستیم که اسممون رو بزارن نویسنده! کاغذ سیاه می کنیم دائی. با کلی به به و جه جه سفارش کار میدن و هندونه میدن زیر بغلمون، اما موقع پول گرفتن، انتظار دارن که به خاطر رفاقت کوتاه بیایم، ما هم که خراب رفیقیم دائی.
    خلاصه ش داریم سگدو می زنیم. من و تو شاید از اونایی باشیم که بعد مرگشون به یه جایی می رسن!!!
    زنده ایم دایی. جسمی زنده ایم. روحی…..
    در ضمن به روی چشم، چک ها رو پاره می کنم می ریزم دور. راستی توی مجتمعتون آپارتمان اجاره یی سراغ نداری؟ اینجوری شاید موقع سرکار رفتن و برگشتن همدیگر رو ببینیم. شماره تم گم کردم، برام ایمیل کن
    مخلصیم.
    یاعلی
    *********
    ای بابا….. می دونم چی میگی و چی میکشی….
    برات ایمیل می کنم شماره رو… چاکریم. کلن!

  3. کپو

    دادا کدوم پست بود و کدوم کامنت؟؟؟ احساس کسی را داشتم که دفترچه خاطرات یکی رو بی اجازه خونده باشه. حس خوبی نبود😦
    *************************
    نفهمیدم! قضیه چیه؟

  4. کپو

    اول راجع به کامنت قبلی: هیچی! قضیه خاصی نبود. با خوندن کامنت اون دوست، احساس کردم وارد حیطه خصوصی اش شدم همین …
    دوم: چرا پست آخر کامنتشو بستی؟ نمی گی ملت پشت در می مونن و …
    سوم: شاید رفتی مرخصی ؛) نیستی؟
    *********
    اولی که هیچی!
    دومی هم بستم چون نمی خوام حرف بزنم درباره اش، بیشتر از اون چیزی که نوشتم!
    سوم هم که دیگه همه چیز تعطیل میشه کلن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s