نوروزنامه (2)

ننوشتن یک مطلی در یک نشست به همان اندازه بد است که یک کتاب خوب را یکباره نخوانی و سه چهار تکه کنی…

 

ننیجه اش هم این می شود که اصلا یادت می رود که چه غلطی می خواستی بکنی و چه بگویی… به هر حال… نوروزنامه راهمینجوری ول می کنیم بلکه تا نوروز بعدی یادمان بیاید که چه می خواستیم بگوییم و به کی بگوییم. حالا هم مجبوریم برای آنکه ناکام از این دتیا نرویم و مشتری را دست خالی روانه نکنیم (که می گویند حتی، تاکید می کنم حتی، از مستراح رفتن با پای چپ هم بدتر است) چند تافحش نصیب امید کنیم، بلکه دلمان خنک شود ….، ……………، ……………، ……….، بلند بگو آمییین که کور از دنیا نری اللهی…

 

به هرحال، نمی شود تا اینجا آمد و عید را تبریک نگفت… بالاخره ما ایرانی هستیم و ایرانی یک عادت خوبی که دارا می باشد این می باشد که نمی گذارد حتی یک ذره اش هم هدر برود…به همین دلایل فراوان ما هم که خرج کرده و تا اینجا آمده ایم و شما هم آمده اید پس بهتر می باشد که سال نو مبارک است.

 

همین و خلاص

یک دیدگاه برای ”نوروزنامه (2)

  1. بازتاب: تعطیلات میرویم…. « Notes for Nothing…نوشته هایی برای هیچ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s