عاشقیت، آدم را دچار می کند به شجاعت، به جسارت… و به حماقت؛ فعلن که آخری نصیب ما شده است گویا…
پ.ن: بیا حرف بزنیم. لطفن!
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | Tagged: جسارت, حماقت, شجاعت, عاشق, عاشقیت, عشق | 1 نظر »
گاهی وقتها، خسته که می شود ذهنم و خسته که می شوم خودم، دلم می خواهد یک چیزی بود، یک فرمانی، دستوری، برنامه ای که بزنی و پاک کنی ذهنت را از همه چیز. فرمت کنی تمیز. جوری که خودت را هم نشناسی و هیچ کس را و دنیا را، و راه بیافتی به کشف [...]
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | Tagged: delete, life, love, memories, memory, shift, spring, نوشته،حافظه،خسته،خستگی،پاک کردن،کشف،بدیهی, walking, داستان،سیگار،نوشته،ادبیات | 1 نظر »
وقتی هنوز جوونی، هنوز انرژی داری، هنوز چیزی به اسم آینده برات وجود داره، کلی نقشه می کشی، ساعتها فکر می کنی، ال می کنم و بل می کنم و از این نقطه به آن نقطه و فلان و بیسار. سن، بعد که بالا می رود، می نشینی سر راه، نگاه می کنی به گذشته [...]
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | 2 Comments »
Miguel de Unamuno (Wikipedia)
——–
زندگی، حقیقت 1
زندگی، حقیقت 2
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | Tagged: advice, advise, feel, life, relation, words, زندگی،حقیقت،شک،ایمان،Miguel de Unamuno | Leave a Comment »
رفتم سر کوچه، یه پاکت سیگار بگیرم
رفتم اون دنیا، تا بمیرم
رفتم برم جنگ
ولی آتیش نسیمت نزاشت
رفتم جیگرکی
دوسه سیخ جیگر بگیرم
گفتش سگت چی؟ زنت چی؟ بچت چی؟
حالا ببینا، نمیذارن مثه سگ، کنار تو زندگی کنم
حالا ببینا، نمیذارن مثه خوک، برای او بندگی کنم
محسن نامجو/عبدی بهروانفر
آرامش با دیازپام ده/سامان سالور
Filed under: خزعبلات, موسیقی, نوشته ها | Tagged: محسن نامجو،عبدی بهروانفر،سامان سالور،آرامش با دیازپام ده،موسیقی | 4 Comments »
خنده داره، برای اینکه عاشق کسی بشی، باید به حضورش عادت کنی، و وقتی بهش عادت کردی، دیگه عاشقش نیستی…!
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | 3 Comments »
ننگ بر من
درد بی پایان بر من
خدایگان مرا نبخشند
مار غاشیه و روز صد هزار سال بر من
نفرین بر من
ننگ برمن
ننگ بر من
ببخشید مرا و رحمت آورید بر من
پ.ن:
به مدت 24 ساعت، استقلالی می شویم!
Filed under: خزعبلات, نوشته ها | Tagged: پرسپولیس،استقلال | Leave a Comment »
Filed under: خزعبلات | Tagged: زندگی | Leave a Comment »
ارسال به: :: :: :: :: :: :: :: :: :: :: ::
Filed under: خزعبلات | Tagged: سفر،جاده،طلوع،خورشید،خاطرات | 1 نظر »