ای آقا! شما چه انتظاری داری؟؟

1- توی تونل رسالت بودیم که آمبولانس آژیرکشان آمد، تقریبا اکثر ماشنها با رضا و رغبت، یا با فحش و نفرین لاین اول را باز می‌کردند برای آمبولانس. اما یک پرایدی بود که افتاده بود جلوی آمبولانس و کنار نمی‌رفت. با اینکه جلویش خلوت بود و می‌شد تندتر برود حتی، یا بکشد کنار که مریض [...]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.