ازدواج نکرده بود آن موقع ها. جوانی بود سی و چند ساله. قد بلند. رشید بود. خوش هیکل و خوش قیافه و باسواد. زبان می دانست و کتابخوان بود و مردمدار. مهربان. عاشقش بودم. همه آدمهای زندگی ام یک طرف. او یک طرف دیگر. شوخ بود. لجباز. بد دهن نبود هیچ وقت. مهربان بود. خیلی [...]
دستهبندیشده در: نوشته ها | 4 دیدگاه »








