دوباره همين حوالي صداش جار مي زنه

توي روزهايي كه قدم ها دنبال آتيش، تا شايد نه كه از شادي برقصه، نه، فقط يخ نزنه چشم ها روي كاغذ ها، بلكه به جاي لكه هاي چاي كلمه اي باد كرده باشه دست ها توي فكر يك اتفاق، حتا كوچيك تر از حجم يه دكمه ي پيراهن انگشت سبابه دنبال شيشه ي بخار [...]

تا که فراموش کنی، سرشکستگی را

در کتاب “شازده کوچولو”ی اگزوپری، توی همون اوایل سفر، می رسه به اخترکی که یه می خواره نشسته بود: “تو اخترک بعدی می‌خواره‌ای می‌نشست. دیدار کوتاه بود اما شهریار کوچولو را به غم بزرگی فرو برد. به می‌خواره که صُم‌بُکم پشت یک مشت بطری خالی و یک مشت بطری پر نشسته بود گفت: – چه [...]

جایی دیگر

وقتی راهی رو می ری که هیچ وقت نرفتی گاهی راه اصلی رو گم می کنی، گاهی هم نه به دیوار اگه مشت بزنی، گاهی انگشتاتو خُرد می کنی، گاهی هم نه ولی یه روزی میاد که همه این دیوارا می ریزه و هیچ کس هم راهشو گم نمی کنه… جایی دیگر/مهدی کرم پور

عاشقی Vs روزمره گی

از وبلاگ چهار ستاره مانده به صبح: پست “هیجان جمیل” «… بهتر بود به وقت دیروز می‌آمدی. تو اگر مثلن هر روز ساعت چهار بعدازظهر بیایی من از ساعت سه به بعد کم‌کم خوش‌حال خواهم شد، و هر چه بیش‌تر وقت بگذرد احساس خوش‌حالی من بیش‌تر خواهد بود. سر ساعت چهار نگران و هیجان‌زده خواهم [...]

Chris Norman & S.Quatro – Stumblin `in

Chris Norman (+) & Suzi Quatro (+) Stumblin `in (+) * Our love is alive and so we begin Foolishly layin’ our hearts on the table, stumblin’ in Our love is a flame burnin’ within Now and then fire light will catch us, stumblin’ in * Wherever you go, whatever you do You know these [...]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.