سندی: دختر دایی گم شده

سندی (ویکیپدیا) “دختر دایی گم شده” از آلبوم “بگو دوستم داری“ دختر دایی طعمه دریا شده دختر دایی گم شده دختر دایی روح سرگردان شده دختر دایی گم شده (2) والا سرگردونتم، حیرونتم عاشق دو چشمونتم دختر دایی جون دل جون دل دختر دایی گم شده هر روز سر بندر بُرُم انتظار، سیل کشتیا کُنُم [...]

Kim Kay – LiLaLi

Kim kay (Wikipedia) (Homepage) LiLaLi Il est sept heures quinze Je prends le métro Encore dix minutes Je suis au boulot Si je pouvais arrêter Cette chaîne mécanique Ca doit être assez facile Une panne électrique Li La Li La Li La Li La Li La La (2x) Il est douze heures trente Il ne [...]

li la li la li la, li la li la li la

یک آهنگ فرانسوی * از قدیم در هاردم بوده. نمی دانم از کجا آمده. هیچ وقت هم نفهمیدم که کی هست خواننده اش و چون به زبان فرانسه هم هست، هیچ نمی فهمم ازش. فقط، هر چه هست، پر است از انرژی و سرخوشانه جوانی. اگر کسی می تواند اطلاعی بدهد درباره این آهنگ و [...]

Love

زندگی، حقیقت 2

خنده داره، برای اینکه عاشق کسی بشی، باید به حضورش عادت کنی، و وقتی بهش عادت کردی، دیگه عاشقش نیستی…!

Queen: We Will Rock You

Queen (Wikipedia) Freddie Mercury (Wikipedia) We Will Rock You (Wikipedia) & (Wikipedia “musical”) Buddy you’re a boy make a big noise Playin’ in the street gonna be a big man some day You got mud on yo’ face You big disgrace Kickin’ your can all over the place We will we will rock you We [...]

به من بگو چرا؟

گاهی وقتها، با همه بدبینی شدیدی که دارم، و با همه نحسی نگاهم به دنیا و زندگی و آدمهایش، ناخودآگاه، وقتی که یک نفر لبخند می زند بهت و نگاهش، سرشار از صداقت است، کم کَمَک وَرِ خوشبینت می چربد به همه چی و باور می کنی حرفها را و لبخندها را و فکر می [...]

خودِ خودِ زنده گی!

هر چه سعی کردم که شر کنم این تصویر را در اینجا، تا بخندیم با دوستان، نشد. نه که خنده ام نیامد! اولش خندیدم. اما بعد، به اندازه یک گریه سیر، غم آمد توی دلم. این عکس، تصویر خاصی شاید نباشد. کادربندی اش مشکل دارد. رنگ و نورش هم. شاید پسر بچه تخسی گرفته باشد [...]

چسب زخم

امروز، از داروخانه یک بسته چسب زخم خارجی خوشگل خریدم. به دو هزار تومان. در اندازه های مختلف. شکل های مختلف. گرد، مربع، مستطیل. برای زخمهای مختلف. زخم ها در جاهای مختلف! یادم باشد، فردا، یک سر بروم داروخانه، ببینم از این مدل چسب ها، برای زخم های روحمان هم دارند یا نه.

جاده بی پیچ

بچه که بودیم، هر از گاهی پدر خوش سفر، ماشینش را روشن می کرد و می زدیم به جاده، جایش خیلی وقتها نه مهم بود و نه اصلا معلوم. سر دو راهی ها تصمیم می گرفتیم اینوری برویم یا آنوری. توی همه این جاده گردی ها، من عاشق آن جاده هایی بودم که می رفت [...]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.