داستانهای بی نام_2

قسمت اول: داستانهای بی نام _1
قسمت دوم:

دختر جوان، سریع از ماشین پیاده شد و محکم در را به هم کوبید. دوید و از روی جوی آب کنار خیابان پرید توی پیاده رو و راه افتاد _ با فاصله_ دنبال مرد و بچه اش که توی بغلش همچنان وول می خورد و ناسازگاری می کرد.
بچه هی [...]