به هر حال…

 
چند روزی مسافرت بودم و حالا هم خوابم می آید و می خواهم بروم بخوابم…. همین!

نسل جوان و بحران روشنفکری…(2)

حیف که اینجا اعداد را به خط این انگلیسیهای روباه صفت و بی همه چیز می نویسد وگرنه اگر آن 2 بالا به خط زیبای فارسی بود، چه حالی می کردیم ما. نه؟…. بگذریم.
داشتیم می گفتیم… ببینید، همین خود من مثلا، دیشب که شب سال نو بود، ساعت 11:45 از سر کار رسیده ام خانه، [...]

نسل جوان و بحران روشنفکری…

ببینید، امروز روز اول سال نو است و من هم قاعدتاً باید مثل هر آدمیزادی، مثل دیگران داد قلم بفرسایم اندر باب محاسن نوروز و طبیعت و امثال اینها و اینکه مثلا بهار چقدر خوب است و ما به خانه اقوام میرویم و از این خزعبلات
اما از آنجا که متاسفانه نمی دانم چرا [...]

نوروزنامه (2)

ننوشتن یک مطلی در یک نشست به همان اندازه بد است که یک کتاب خوب را یکباره نخوانی و سه چهار تکه کنی…
 
ننیجه اش هم این می شود که اصلا یادت می رود که چه غلطی می خواستی بکنی و چه بگویی… به هر حال… نوروزنامه راهمینجوری ول می کنیم بلکه تا نوروز بعدی یادمان [...]

نوروزنامه

نوشتن یهاریه یک رسم قدیمی بوده که سالیان دراز وجود داشته است و می باشد. حالا چرا این کار را می کردند معلوم نیست.
می شود هزار تا دلیل آورد در توصیف و خوب بودن بهار و رخت نو به تن کردن طبیعت و از این خزعبلات…
اما ………
ولش کن که هیچ وقت با این قوم سر جنگ [...]

Notes For Nothing

سلام
نوشتن الان برای من خیلی سخت است…. به 2 دلیل…
یک: بعد از این همه سال ننوشتن و پشت دست داغ کردن که غلط می کنی که بنویسی و چوب زدن یه خودم که ثروت بهتر است از علم _خیلی!_، حالا دویاره ویرم گرقته که بنویسم و این خودش به اندازه کافی سخت هست…
دو: کیبوردی که [...]